سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
شب سیاه - دنیای امروز ما

یادشان گرامی و راهشان روشن باد.
شب هنگام وقت خواب است تا همه چیز سکون یابد. می‏گویند شیاطین سیاهِ سیاه‏پوش پرسه می‏زنند در شهر خوب فرشته‏ها تا خورش جسمی یابند از جانِ مه‏روئی خفته و ناز... داستان عجیبی است اما حقیقتش را تاریخ ضبط کرده و نمایش داد. داستانی که هر چندگاه تکرار می‏شود.
خسته از بازی کارگردان‏های بی‏هنر شهر، آرزده و دل شکسته اما به امید پرواز به آشیانه بازآمده بودیم. خواب بودیم که ناگاه زمین لرزید، آسمان غرید، همه جا به‏هم ریخت، همه چیز واژگون شد. باور کردنش سخت بود اما شیاطین سیاه پوش در میان ما بودند، با ما نه، علیه ما آماده بودند. تیغ و چماق و زنجیر به‏دست و ما مردانی نیمه برهنه در بستر تنهایی و آرامش... ما را کلامی بود که آنها معنایش نمی‏دانستند و آنها را ضرباتی سخت دندان شکن! در پاسخ. ما را سخنِ آدمی بود و آنها فقط زبان عرعر می‏فهمیدند.
خون پاک ریخته‏مان بر خاک نشئه خون‏خوارانِ انسان‏نما را دو صد چندان می‏کرد و بر شجاعت تو خالی‏شان می‏افزود و خنده‏های کفتارگونه‏شان جواب فریادهای آزادگی شد.
براستی اگر ما را نیز سلاحی بود، به آن دست می‏بردیم تا از حریم مقدس‏مان دفاع کنیم؟ فکر کنم ما حرمت آدمیت را چون هابیل حفظ خواهیم داشت تا دست‏ و جان‏مان آلوده و آغشته به خونِ برادر قابیل نداشته‏باشیم تا بر لطف و رحمت پروردگار امیدوار پاینده مانیم.


پی‏نوشت: امروز ایرانسل به حرمت شهدای 18تیر تمامی خطوطش را قطع کرد و اژراتور اول نیز سرویس پیامکش را... خودتان محاسبه کنید مخابرات ایران به خاطر ما از چه مبلغی گذشت!!!!


آسمان ::: چهارشنبه 19/4/87::: ساعت 12:35 صبح
نگاری بر دل: نگاشته